![]() |
![]() |
|
|
خیلی وقت بود که دست خالی آمده بودم و دل پر رفته بودم. شرمنده ۲۷خردادماه امسال هم شده ام. این دفعه این یکی یادم آمد که شبیه امروز روز خودم است، انگار.
انگار روی پنجره بخار نفسها یخ بسته است. عابر خسته تند و سبک می گذرد دست زیر بغل کرده پنهان از گزند سوز. ابر آسمان را فتح کرده اما گویی خیال باریدن ندارند نه ابر ، نه چشم من. جای ماه هم امشب در آسمان خالی ست؛ انگار!
13/9/85
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|